ابو القاسم راز شيرازى

289

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

نور ، و منقطع شد طمع او از آنها ، و گفت : إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً « 87 » . و سالك الى اللّه ، وصول نمىيابد به سوى اين انوار و حجب نوريّه ، مادام كه بيرون نيايد از حجب نفس خود ؛ و اين امرى است ربّانى و تأييدى است الهى ، بلكه نورى است از انوار حقّ تعالى در قلب و روح كه تجلّى مىكند در آن حقّ تعالى ، تا آنكه وسعت بهم رساند از براى حمل عالم و احاطه به عالم تا آنكه متجلّى شود در قلب صورت تمام عالم ، حتّى آنكه اين دل را لوح محفوظ نامند . پس هرگاه منتهى شد سالك به سوى اين مقام ، اشراق مىكند نور او اشراق كردن عظيمى ؛ زيرا كه ظاهر مىشود در آن ، عالم وجود - به تمام و كمال - به نهجى كه واقع است ؛ و حال‌آنكه سالك در اوّل امر ، محجوب بود به مشكاتى « 88 » كه ساتر « 89 » او بود ؛ چنان‌كه دلالت مىكند بر آن « قرآن » عظيم ، كه : مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ « 90 » ؛ پس هرگاه تجلّى كرد نور آن ، و منكشف شد جمال قلب بعد از اشراق نور حقّ تعالى ، بسا باشد كه التفات مىكند صاحب قلب به قلب خود ، و مىبيند از جمال نورانى قلب چيزى كه به دهشت مىاندازد او را ، و گنگ مىشود زبان او از بيان حال ، و مورث مىشود سكر و مستى را ، پس بى خود مىگويد : « انا الحقّ » « 91 » را ، پس اگر توفيق الهى گرفت دست او را ، و

--> ( 87 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 51 سطر 13 و 14 رجوع شود . ( 88 ) - مشكات ( مشكات ) : چراغدان ( 89 ) - پوشاننده ( 90 ) - به مجلّد اوّل ، مقدّمهء شارح ، صفحهء 2 رجوع شود . ( 91 ) - در تأييد كلام حضرت « شارح » به نقل از « حجّة الاسلام غزالى » در باب سخنان بيخودانهء اهل سكر كه در بدايت تجلّيات انوار الهيّه قرار دارند - و توفيق ايشان وقتى است كه ايشان را از اين مرحله عبور واقع شود - جناب « شيخ محمّد لاهيجى » در كتاب « مفاتيح الاعجاز » در ذيل اين ابيات از « گلشن راز » : همه ذرّاتِ عالَم همچو « منصور » * تو خواهى مست گير و خواه مخمور -